هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، رنج و بیماری، و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از یار بیوفا، درد فراق، و تأثیرات عاطفی این رابطه بر خود مینالد. همچنین، اشاراتی به مرگ، غم، و مستی به عنوان راهی برای فرار از رنجهای عاشقانه دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی مانند عشق نافرجام، رنج، و اشاره به مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی استعارهها و مفاهیم ادبی آن نیاز به درک بالاتری از ادبیات دارد.
شماره ۳۷۱ - بی بخت و یارم مرا از مرگ چشم یاری است
بی بخت و یارم مرا از مرگ چشم یاری است
این بخت خواب آلوده را خواب اجل بیداری است ۱
خورشید بیمار تو شد رنگش گواهی میدهد
افتان و خیزان بر زمین از غایت بیماری است ۲
دوری نباشد گر ز من پهلو تهی سازد سگت
کز پهلوی من وز و شب بیچاره در خونخواری است ۳
چشمت خدنگ غمزه را از چپ نمود و راست زد
باما هنوز آن عشوه گر در شیوه عیاری است ۴
بس لاله رخ کز داغ تو همچون گل رعنا شده
تن زرد و بیمار از غمت رویش ز خون گلناری است ۵
مستم کن از لب کانچنین صبح قیامت شد مرا
دانی که در صبحی چنین مستی به از هشیاری است ۶
آن نوغزال مست را از زاری عاشق چه غم
کان آهوی مشکین نفس اهلی سگ بازاری است ۷
این بخت خواب آلوده را خواب اجل بیداری است ۱
خورشید بیمار تو شد رنگش گواهی میدهد
افتان و خیزان بر زمین از غایت بیماری است ۲
دوری نباشد گر ز من پهلو تهی سازد سگت
کز پهلوی من وز و شب بیچاره در خونخواری است ۳
چشمت خدنگ غمزه را از چپ نمود و راست زد
باما هنوز آن عشوه گر در شیوه عیاری است ۴
بس لاله رخ کز داغ تو همچون گل رعنا شده
تن زرد و بیمار از غمت رویش ز خون گلناری است ۵
مستم کن از لب کانچنین صبح قیامت شد مرا
دانی که در صبحی چنین مستی به از هشیاری است ۶
آن نوغزال مست را از زاری عاشق چه غم
کان آهوی مشکین نفس اهلی سگ بازاری است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۰ - گرچه ز گلهای می دامن ما شستنی است
گوهر بعدی:شماره ۳۷۲ - در عشق تو تا در غم خویشی ملامت است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.