هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و وفاداری خود به یار سخن می‌گوید و بیان می‌کند که میل و هوس او تنها به یار است و از جور و ستم یار نیز شکایتی ندارد. او خود را بندهٔ یاری می‌داند که شیرینی و جذابیت بی‌نظیری دارد و از صحبت با دیگران بی‌نیاز است. شاعر همچنین بر اهمیت وفاداری و عهد در راه عشق تأکید می‌کند و معتقد است که در این راه تنها کسانی موفق می‌شوند که مانند پیر خرابات، عهد و وفا را با همهٔ وجود حفظ کنند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۳۷۵ - گر یار مرا میل من خسته بسی نیست

گر یار مرا میل من خسته بسی نیست
من دانم و او محرم این راز کسی نیست ۱

گر بوالهوسان را هوس شربت وصل است
مارا بجز از چاشنی غم هوسی نیست ۲

من بنده آن شوخ که از تندی و تلخی
بر شکرش آلایش چشم مگسی نیست ۳

جور و ستم یار کشم تا نفسی هست
چون طاقت نادیدن یرام نفسی نیست ۴

آن مرغ که از صحبت گلزار خروشد
گو شکر کن آخر که چومن در قفسی نیست ۵

گر پیش و پسی در ره عمرست زمردن
در راه شهیدان وفا پیش و پسی نیست ۶

آنرا که بود عهد و وفا با همه اهلی
جز پیر خرابات درین راه کسی نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۷۴ - دید چشمم پای او بر خاک و خاک ره نگشت
گوهر بعدی:شماره ۳۷۶ - عنان کار نه دردست مصلحت بین است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.