هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق، بی‌وفایی معشوق و تنهایی خود سخن می‌گوید. او از نبودن طبیب برای درد دلش شکایت دارد و معتقد است که معشوقش سنگدل و بی‌رحم است. در نهایت، شاعر به زیبایی و وفای معشوق واقعی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که تنها کسانی که راهنمای حقیقی دارند، گمراه نمی‌شوند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و اصطلاحات به‌کاررفته در متن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۳۷۴ - دید چشمم پای او بر خاک و خاک ره نگشت

دید چشمم پای او بر خاک و خاک ره نگشت
خاک در چشمم چرا خاک ره آن مه نگشت ۱

تا ندادم جان، طبیب دل نیامد بر سرم
کس طبیب دردمندان حسبه لله نگشت ۲

من نه آن مردم که کس از حال خود آگه کنم
مردم از درد و کسی بر درد من آگه نگشت ۳

وه که آن سنگین دل کافر نهاد از خشم و ناز
صد رهم کشت و پشیمان از جفا یک ره نگشت ۴

شاه حسن آنکس بود کورا بود حسن و وفا
یوسف از خوبی بملک حسن شاهنشه نگشت ۵

سبزه آن خط به اهلی چشمه حیوان نمود
هرکه خضرش رهنمای راه شد گمره نگشت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۷۳ - نه عاشق است که واله بر وی چون مه تست
گوهر بعدی:شماره ۳۷۵ - گر یار مرا میل من خسته بسی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.