خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای عاطفی خود میگوید. او از معشوق گلایه میکند که چرا قلبش را دزدیده و چرا از او رنجیده است. شاعر زیبایی معشوق را مانند آفتاب توصیف میکند و از حسرت و اشکهایش مینالد. همچنین، او از نگاه معشوق به عنوان نگاهی جانفزا یاد میکند و از غمهای پیری که بر او چیره شده، سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
شماره ۳۸۷ - گر نمیخواهی مرا، صید دل غمدیده چیست
گر نمیخواهی مرا، صید دل غمدیده چیست
ور نمیدزدی دلم این دیده دزدیده چیست؟ ۱
آفتاب حسنی و ذرات عالم عاشقت
خاطرت ای آفتاب از بهر من رنجیده چیست؟ ۲
با پری نسبت کنندت مردمان بی بصر
مردمانرا این گواهی دادن نادیده چیست؟ ۳
گرنه بر یاد لبت بر آتشم از دود دل
آب حسرت دمبدم در دیده ام گر دیده چیست؟ ۴
ایکه گفتی دیده گر خواهی مبین آن آفتاب
صدهزاران جان فدای یک نگاهش، دیده چیست؟ ۵
گر نشد اهلی هلاک غمزه آن نوجوان
اینچنین پیرانه سر در خاک و خون غلطیده چیست؟ ۶
ور نمیدزدی دلم این دیده دزدیده چیست؟ ۱
آفتاب حسنی و ذرات عالم عاشقت
خاطرت ای آفتاب از بهر من رنجیده چیست؟ ۲
با پری نسبت کنندت مردمان بی بصر
مردمانرا این گواهی دادن نادیده چیست؟ ۳
گرنه بر یاد لبت بر آتشم از دود دل
آب حسرت دمبدم در دیده ام گر دیده چیست؟ ۴
ایکه گفتی دیده گر خواهی مبین آن آفتاب
صدهزاران جان فدای یک نگاهش، دیده چیست؟ ۵
گر نشد اهلی هلاک غمزه آن نوجوان
اینچنین پیرانه سر در خاک و خون غلطیده چیست؟ ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۶ - در خیال وصل جفا پیشه من است
گوهر بعدی:شماره ۳۸۸ - کس بخود دلبسته آنزلف چون زنجیر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.