خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از دردها و رنجهای عشق سخن میگوید و از معشوق طلب کمک و دلسوزی میکند. او از فراق و زهر غم به عنوان بخشی جداییناپذیر از لذت عشق یاد میکند و از معشوق میخواهد که به دل شکستهاش توجه کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج عشق ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۳۸۹ - درد می مرهم ریش دل بیمار غم است
درد می مرهم ریش دل بیمار غم است
ورنه از دولت ساقی می صافی چه کم است ۱
وصل لذت ندهد تا نچشی زهر فراق
لذت عشق هم از چاشنی زهر غم است ۲
درد جامی که رسد از تو غنیمت شمریم
در دو صافی ز کفت هرچه بود مغتنم است ۳
ای مسیحا نفس آخر چه شود گر ز کرم
بازپرسی که دل خسته ما درچه دم است ۴
چون کبوتر دل ما صید در و بام تو شد
پاس مرغ دل ما دار که صید حرم است ۵
کوس بدنامی ما در همه آفاق زدند
آتش سینه ما در همه عالم علم است ۶
کیست اهلی؟ که گدایی کند از لعل تو لیک
چشمه نوش لب لعل تو بحر کرم است ۷
ورنه از دولت ساقی می صافی چه کم است ۱
وصل لذت ندهد تا نچشی زهر فراق
لذت عشق هم از چاشنی زهر غم است ۲
درد جامی که رسد از تو غنیمت شمریم
در دو صافی ز کفت هرچه بود مغتنم است ۳
ای مسیحا نفس آخر چه شود گر ز کرم
بازپرسی که دل خسته ما درچه دم است ۴
چون کبوتر دل ما صید در و بام تو شد
پاس مرغ دل ما دار که صید حرم است ۵
کوس بدنامی ما در همه آفاق زدند
آتش سینه ما در همه عالم علم است ۶
کیست اهلی؟ که گدایی کند از لعل تو لیک
چشمه نوش لب لعل تو بحر کرم است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۸ - کس بخود دلبسته آنزلف چون زنجیر نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۹۰ - چشم دلم چو دیده از آن شمع روشن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.