هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از نور چشم و چراغ دل خود سخن میگوید و از درد فراق و جدایی مینالد. او معشوق را منبع صفای دل و پاکدامنی میداند و از حال دلهای دیوانه و عاشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عارفانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۳۹۰ - چشم دلم چو دیده از آن شمع روشن است
چشم دلم چو دیده از آن شمع روشن است
آنشوخ نور چشم و چراغ دل من است ۱
ای سرو خوشخرام که از دیده میروی
جان میرود ز رفتن تو، این چه رفتن است ۲
پیش توام خموش من بیزبان ولی
با یاد تست هر سر مویم که بر تن است ۳
مجنون خار خار بیابان محنتم
این بخش ماست گر همه آفاق گلشن است ۴
دل دم نزد از اینهمه پیکان تیر تو
دل نیست این که هست مرا کوه آهن است ۵
دامان پاکش آینه دل جلا دهد
ما را صفای سینه از آن پاکدامن است ۶
رحمی بحال اهلی دیوانه کی کنی؟
پیش تو آه سینه او دود گلخن است ۷
آنشوخ نور چشم و چراغ دل من است ۱
ای سرو خوشخرام که از دیده میروی
جان میرود ز رفتن تو، این چه رفتن است ۲
پیش توام خموش من بیزبان ولی
با یاد تست هر سر مویم که بر تن است ۳
مجنون خار خار بیابان محنتم
این بخش ماست گر همه آفاق گلشن است ۴
دل دم نزد از اینهمه پیکان تیر تو
دل نیست این که هست مرا کوه آهن است ۵
دامان پاکش آینه دل جلا دهد
ما را صفای سینه از آن پاکدامن است ۶
رحمی بحال اهلی دیوانه کی کنی؟
پیش تو آه سینه او دود گلخن است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۹ - درد می مرهم ریش دل بیمار غم است
گوهر بعدی:شماره ۳۹۱ - شمع روی تو نه افروخته چشم من ازوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.