هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، غزلی عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد فراق و غم عشق سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند 'غبار غم' و 'خون جگر' به بیان احساسات خود میپردازد. همچنین، اشارهای به بیاعتباری دنیا و گذرا بودن زندگی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.
شماره ۳۹۴ - رقیب از کوی آن دهقان پسر رفت
رقیب از کوی آن دهقان پسر رفت
بیا ساقی، که مرک از ده بدر رفت ۱
بده جام می صافی که از دل
غبار غم بصد خون جگر رفت ۲
زرشک حال خورشید از شفق پرس
که در خون جگر روزش بسر رفت ۳
شب هجرم ندارد صبح گویا
چراغ صبح بر باد سحر رفت ۴
مگو ای عاشق از کشتن حذر کن
چو عاشق شد کسی کار از حذر رفت ۵
چراغ دیده ام گردید بی نور
دمی کان نور چشمم از نظر رفت ۶
به دستاویز سر میخواست اهلی
که در کویش رود سر پیشتر رفت ۷
بیا ساقی، که مرک از ده بدر رفت ۱
بده جام می صافی که از دل
غبار غم بصد خون جگر رفت ۲
زرشک حال خورشید از شفق پرس
که در خون جگر روزش بسر رفت ۳
شب هجرم ندارد صبح گویا
چراغ صبح بر باد سحر رفت ۴
مگو ای عاشق از کشتن حذر کن
چو عاشق شد کسی کار از حذر رفت ۵
چراغ دیده ام گردید بی نور
دمی کان نور چشمم از نظر رفت ۶
به دستاویز سر میخواست اهلی
که در کویش رود سر پیشتر رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۳ - سرو من برق صفت آمد و چون باد برفت
گوهر بعدی:شماره ۳۹۵ - شادم اگرچه خاطرم اندوهگین ازوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.