هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و سوختن در راه معشوق سخن میگوید. شاعر از سوختن دل در آتش عشق، طعنههای دیگران و مقایسه خود با پروانهای که در راه شمع میسوزد، صحبت میکند. همچنین، اشارهای به تأثیر عشق بر جان و دل و گریههای جانسوز دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۰۶ - آنشمع که حسنش دل ارباب وفا سوخت
آنشمع که حسنش دل ارباب وفا سوخت
در هرکه زد آتش رخ او جان مرا سوخت ۱
گفتم که چرا سوختی ام خنده زنان گفت
از شمع نپرسند که پروانه چرا سوخت ۲
آنکس که زند طعنه بمن ز آتش عشقش
اورا خود ازین آتش جانسوز کجا سوخت ۳
آن مه دل من سوخت چه در هجر و چه در وصل
این بین که مرا طالع خود در همه جا سوخت ۴
تا جان مرا سوخت فروغ رخ آن شمع
بس خرمن عشاق که این برق بلا سوخت ۵
تا آه اسیران چکند با رخ آن گل
کز آتش دلها جگر مرغ هوا سوخت ۶
از عشق که؟ اهلی است ترا گریه ندانیم
بس گریه جانسوز تو باری دل ما سوخت ۷
در هرکه زد آتش رخ او جان مرا سوخت ۱
گفتم که چرا سوختی ام خنده زنان گفت
از شمع نپرسند که پروانه چرا سوخت ۲
آنکس که زند طعنه بمن ز آتش عشقش
اورا خود ازین آتش جانسوز کجا سوخت ۳
آن مه دل من سوخت چه در هجر و چه در وصل
این بین که مرا طالع خود در همه جا سوخت ۴
تا جان مرا سوخت فروغ رخ آن شمع
بس خرمن عشاق که این برق بلا سوخت ۵
تا آه اسیران چکند با رخ آن گل
کز آتش دلها جگر مرغ هوا سوخت ۶
از عشق که؟ اهلی است ترا گریه ندانیم
بس گریه جانسوز تو باری دل ما سوخت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۵ - داغ دلم آن نیست که بامن سخنت نیست
گوهر بعدی:شماره ۴۰۷ - شمعی که ز سوز دل گرمش خبری هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.