هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام و درد دوری از معشوق سخن میگوید. او از وعدههای بیثمر، جراحت دل و آرزوی دیدار یار مینالد، اما در نهایت به تسلیم و پذیرش این درد میرسد. همچنین، اشارهای به اهمیت حضور معشوق و بیارزشی دنیا بدون او دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۱۲ - نصیب ما نشد از وصل یار جز غم هیچ
نصیب ما نشد از وصل یار جز غم هیچ
بوعده یی ز دهانش خوشیم آنهم هیچ ۱
بیا که تجربه کردیم و غیر دیدن تو
جراحت دل ما را نبود مرهم هیچ ۲
ببوسه یی دل بیچاره یی بدست آور
کزان شکر که تو داری نمیشود کم هیچ ۳
تو نوبهار دل و جان عاشقی بازآ
که در جهان نتوان یافت بی تو خرم هیچ ۴
ز بزم ما شرف صحبت تو مقصودست
بهشت اگرنه مشرف بود به آدم هیچ ۵
بیار باده بگو باد برد عالم را
که پیش همت اهلی است هردو عالم هیچ ۶
بوعده یی ز دهانش خوشیم آنهم هیچ ۱
بیا که تجربه کردیم و غیر دیدن تو
جراحت دل ما را نبود مرهم هیچ ۲
ببوسه یی دل بیچاره یی بدست آور
کزان شکر که تو داری نمیشود کم هیچ ۳
تو نوبهار دل و جان عاشقی بازآ
که در جهان نتوان یافت بی تو خرم هیچ ۴
ز بزم ما شرف صحبت تو مقصودست
بهشت اگرنه مشرف بود به آدم هیچ ۵
بیار باده بگو باد برد عالم را
که پیش همت اهلی است هردو عالم هیچ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۱ - سوختیم از غم و این آتش پنهان همه هیچ
گوهر بعدی:شماره ۴۱۳ - معلم را بگو فریاد از آن شوخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.