هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به تضاد بین عشق و عقل، و رابطه‌ی پیچیده‌ی بین عاشق و معشوق می‌پردازد. شاعر از جدایی عشق و صبر، تفاوت عشق سوزان و عقل محتاط، و ارتباط عمیق بین دیده و دل سخن می‌گوید. همچنین، به شهرت عشق و زیبایی معشوق و مقایسه‌ی آن با داستان لیلی و مجنون اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مضامین عرفانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد.

شماره ۴۱۸ - ساقیا می ده که صبر و عشق مهجور از همند

ساقیا می ده که صبر و عشق مهجور از همند
عشق خرمن سوز و عقل خوشه چین دور از همند ۱

در میان دیده و دل از مه رویت صفاست
زان سرای دیده و دل هردو پر نور از همند ۲

حرف عقل از ما مپرس از عاقلان هم حرف عشق
راز هشیاران و مستان تو مستور از همند ۳

او ز خون ماست و ما ز چشمش در خمار
چشم یار و جان عاشق مست و مخمور ازهمند ۴

دل خراب از پهلوی من من خراب از دست دل
نیک بخت آن همنشینانی که معمور ازهمند ۵

حسن تو از عشق اهلی شهره عشق او ز تو
لیلی و مجنون بحسن و عشق مشهور ازهمند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱۷ - وصل تو گر زمانه نصیب رقیب کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۱۹ - مستان تو گر باغ و بهاری طلبیدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.