هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عاشقانه و عرفانی است که به موضوع عشق، رنجهای آن و جستجوی معشوق میپردازد. شاعر از دردهای عشق و تلاش برای یافتن معشوق سخن میگوید و اشاره میکند که راه عشق همواره آسان نیست و هرکس به دنبال چیزی در این مسیر است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جستجو نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۱۹ - مستان تو گر باغ و بهاری طلبیدند
مستان تو گر باغ و بهاری طلبیدند
از درد سر خلق کناری طلبیدند ۱
هرکس که درین بادیه کشته چو مجنون
هر پاره او در سر خاری طلبیدند ۲
راه همه در معرکه عشق بتان نیست
کاین قوم ز صد خیل سواری طلبیدند ۳
می باد گران خور که مرا پاس تو کارست
در کوی تو هرکس پی کاری طلبیدند ۴
بی روی تو مشنو که بشمع مه و خورشید
از اهلی گمگشته غباری طلبیدند ۵
از درد سر خلق کناری طلبیدند ۱
هرکس که درین بادیه کشته چو مجنون
هر پاره او در سر خاری طلبیدند ۲
راه همه در معرکه عشق بتان نیست
کاین قوم ز صد خیل سواری طلبیدند ۳
می باد گران خور که مرا پاس تو کارست
در کوی تو هرکس پی کاری طلبیدند ۴
بی روی تو مشنو که بشمع مه و خورشید
از اهلی گمگشته غباری طلبیدند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۸ - ساقیا می ده که صبر و عشق مهجور از همند
گوهر بعدی:شماره ۴۲۰ - آب حیات کس بجز از جرعه کش نخورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.