هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی و رنجهای عاطفی خود سخن میگوید. او احساس میکند که توسط نزدیکانش مورد بیوفایی قرار گرفته و به کناری رانده شده است. همچنین از عشق و فریبهای عشوهگرانه یاد میکند که در نهایت به رنج او منجر شدهاند. شاعر به درمانطلبی امید ندارد، چرا که معتقد است کسی برای درمان دردهایش حاضر نیست.
رده سنی:
18+
این متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیوفایی، رنج عشق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۴۳۳ - گاهم دو آهوی تو سگ خویش خوانده اند
گاهم دو آهوی تو سگ خویش خوانده اند
گاهم بسنگ تفرقه از پیش رانده اند ۱
ما دل نمی بریم که شاهان چو باز خود
کس را نرانده اند که بازش نخوانده اند ۲
مارا چو چشم خویش حریفان بیوفا
مخمور و ناتوان بکناری نشانده اند ۳
تا داده اند جرعه جامی ز لعل خویش
خوبان عشوه ساز به جانم رسانده اند ۴
آنرا که داده اند بتان نوش لعل خود
از زهر چشم چاشنیی هم چشانده اند ۵
اهلی بدرد بیدلی و بیکسی بساز
درمان طلب نکن که طبیبان نخوانده اند ۶
گاهم بسنگ تفرقه از پیش رانده اند ۱
ما دل نمی بریم که شاهان چو باز خود
کس را نرانده اند که بازش نخوانده اند ۲
مارا چو چشم خویش حریفان بیوفا
مخمور و ناتوان بکناری نشانده اند ۳
تا داده اند جرعه جامی ز لعل خویش
خوبان عشوه ساز به جانم رسانده اند ۴
آنرا که داده اند بتان نوش لعل خود
از زهر چشم چاشنیی هم چشانده اند ۵
اهلی بدرد بیدلی و بیکسی بساز
درمان طلب نکن که طبیبان نخوانده اند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۲ - شاهان اگر بصحبت رندان نظر کنند
گوهر بعدی:شماره ۴۳۴ - نامه شوق ترا تا بکبوتر ندهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.