هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و اشتیاق به معشوق و درد دوری از او سخن میگوید. شاعر از ناامیدی و ناکامی در عشق مینالد و از بیعدالتی و ستمی که در راه عشق متحمل شده است شکایت میکند. او ارزش وصال معشوق را به اندازهی جان میداند، اما از عدم امکان این وصال رنج میبرد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری برای درک نیاز دارند.
شماره ۴۳۴ - نامه شوق ترا تا بکبوتر ندهند
نامه شوق ترا تا بکبوتر ندهند
مرغ را ره بسر کوی تو دلبر ندهند ۱
گر بجنت سوی مستان نگری با همه چشم
زهر چشم تو بصد شربت کوثر ندهند ۲
سرو قدان جهان نخل مرادند ولی
بجز ازسنگ ستم میوه دیگر ندهند ۳
یارب این تازه نهالان ز کدامین چمنند
که خورند از دل ما آب و بما بر ندهند ۴
قیمت وصل بتان گرچه بود جان اهلی
جان دهم گر بدهندم چکنم گر ندهند ۵
مرغ را ره بسر کوی تو دلبر ندهند ۱
گر بجنت سوی مستان نگری با همه چشم
زهر چشم تو بصد شربت کوثر ندهند ۲
سرو قدان جهان نخل مرادند ولی
بجز ازسنگ ستم میوه دیگر ندهند ۳
یارب این تازه نهالان ز کدامین چمنند
که خورند از دل ما آب و بما بر ندهند ۴
قیمت وصل بتان گرچه بود جان اهلی
جان دهم گر بدهندم چکنم گر ندهند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۳ - گاهم دو آهوی تو سگ خویش خوانده اند
گوهر بعدی:شماره ۴۳۵ - خوبان که نیش بر جگر ریش می زنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.