هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از درد و رنجی که از سوی دیگران متحمل میشود، شکایت میکند. او از نیشهای بیدلیل، زخمهای زبان و جفای دیگران میگوید و تعجب میکند که چرا زیبارویان با وجود روشنایی حسنشان، آتش به خرمن درویشان میزنند. همچنین، او از بیخردی و مصلحتاندیشی مردم و بیگانگی آنها با انسانیت انتقاد میکند و در نهایت، به صبر و تحمل توصیه میکند، چرا که زخمهای عاشقانه درمانپذیر نیستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند جفا و انتقادهای اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۴۳۵ - خوبان که نیش بر جگر ریش می زنند
خوبان که نیش بر جگر ریش می زنند
نوشی نمی دهند چرا نیش می زنند ۱
خار از دلم بزخم زبان کی برون شود؟
بیهوده سوزنی به دل ریش می زنند ۲
در حیرتم که ماه وشان از چراغ حسن
آتش چرا بخرمن درویش می زنند ۳
ره بر بتان بعقل که بندد؟ که این سپاه
اول بعقل مصلحت اندیش می زنند ۴
پیش سگان او که ملک در حساب نیست
بیگانه مردمی که دم از خویش می زنند ۵
اهلی صبور باش که مرهم پذیر نیست
زخمی که گلرخان جفا کیش می زنند ۶
نوشی نمی دهند چرا نیش می زنند ۱
خار از دلم بزخم زبان کی برون شود؟
بیهوده سوزنی به دل ریش می زنند ۲
در حیرتم که ماه وشان از چراغ حسن
آتش چرا بخرمن درویش می زنند ۳
ره بر بتان بعقل که بندد؟ که این سپاه
اول بعقل مصلحت اندیش می زنند ۴
پیش سگان او که ملک در حساب نیست
بیگانه مردمی که دم از خویش می زنند ۵
اهلی صبور باش که مرهم پذیر نیست
زخمی که گلرخان جفا کیش می زنند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۴ - نامه شوق ترا تا بکبوتر ندهند
گوهر بعدی:شماره ۴۳۶ - امروز دل از آینه جان نظرت کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.