هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و دلبستگی سخن میگوید و از زیبایی معشوق و رنجهای عاشق مینالد. شاعر از نگاه معشوق، خون دل خوردن عاشق، و هدیههای طبیعت به معشوق صحبت میکند و در نهایت به بینشانی و آوارگی دل اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'خون دل خوردن' و 'بینشانی' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۴۶ - گر حسن و دلبری بتو مهپاره داده اند
گر حسن و دلبری بتو مهپاره داده اند
چشمی بماهم از پی نظاره داده اند ۱
آندم که خورده اند دو لعل تو خون ما
یک جرعه هم بنرگس خونخواره داده اند ۲
ما کشته توایم و ترا از برای ما
این نخل قامت و گل رخساره داده اند ۳
آن ساقیان که باده مقصود میدهند
خون دلی بعاشق بیچاره داده اند ۴
اهلی هلاک نیستی و بی نشانی
کانجا نشانش از دل آواره داده اند ۵
چشمی بماهم از پی نظاره داده اند ۱
آندم که خورده اند دو لعل تو خون ما
یک جرعه هم بنرگس خونخواره داده اند ۲
ما کشته توایم و ترا از برای ما
این نخل قامت و گل رخساره داده اند ۳
آن ساقیان که باده مقصود میدهند
خون دلی بعاشق بیچاره داده اند ۴
اهلی هلاک نیستی و بی نشانی
کانجا نشانش از دل آواره داده اند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۵ - گرچه در پای تو ای شمع بسی سوخته اند
گوهر بعدی:شماره ۴۴۷ - وصلش نماند و تلخی زهر فراق ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.