خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق، محرومیت، و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر بیان میکند که عشق واقعی تنها به اهلش داده میشود و دیگران از درک آن محرومند. همچنین، اشارهای به ناپایداری دنیا و ارزش معنوی عشق دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۴۵۷ - هرکه مست تو نشد جام شرابش ندهند
هرکه مست تو نشد جام شرابش ندهند
بخدا گر همه خضرست که آبش ندهند ۱
صورت خوب تو کز دیده ما پنهان است
گنج حسن است نشان جز بخرابش ندهند ۲
وه که این سنگدلان صید جگر تشنه خود
بکشند وز دم آبی به ثوابش ندهند ۳
سخن ناصح ما نیست بجز توبه ز عشق
گر سخن این بود آن به که جوابش ندهند ۴
هر کرا باده دهند از لب خود نوش لبان
جز دل سوخته خویش کبابش ندهند ۵
خلوت تیره اهلی که تو دوزخ شمری
خوش بهشتی است اگر خلق عذابش ندهند ۶
بخدا گر همه خضرست که آبش ندهند ۱
صورت خوب تو کز دیده ما پنهان است
گنج حسن است نشان جز بخرابش ندهند ۲
وه که این سنگدلان صید جگر تشنه خود
بکشند وز دم آبی به ثوابش ندهند ۳
سخن ناصح ما نیست بجز توبه ز عشق
گر سخن این بود آن به که جوابش ندهند ۴
هر کرا باده دهند از لب خود نوش لبان
جز دل سوخته خویش کبابش ندهند ۵
خلوت تیره اهلی که تو دوزخ شمری
خوش بهشتی است اگر خلق عذابش ندهند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۶ - در چنگ غمت سخت اسیرم چه توان کرد؟
گوهر بعدی:شماره ۴۵۸ - زاهد، مرا که بیدل و دین آفریده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.