هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق شدید و درد فراق سخن میگوید. شاعر از تأثیر عمیق معشوق بر خود مینویسد، از نگاه معشوق که دلش را ربوده تا تلاش بیثمرش برای رسیدن به وصال. همچنین، از قدرت عشق و دیوانگی ناشی از آن صحبت میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند درد فراق و دیوانگی عشق نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
شماره ۴۶۰ - ایکه رخسارت ز روی لاله آب و رنگ برد
ایکه رخسارت ز روی لاله آب و رنگ برد
دامن پاک تو از آیینه دل زنگ برد ۱
کوهکن در کوه جوی شیر اگر بردی چه شد
چشم خون افشان من صد جوی خون در سنگ برد ۲
کعبه وصلت بپای سعی من بس دور بود
جذبه عشق توام هر لحظه صد فرسنگ برد ۳
او که بود از شیر مردی پارسایی دعویش
تا نگه کرد آهوی چشمت دلش از چنگ برد ۴
ناله دلسوز اهلی را که داند شرح کرد؟
زانکه شد دیوانه هرکس بدین آهنگ کرد ۵
دامن پاک تو از آیینه دل زنگ برد ۱
کوهکن در کوه جوی شیر اگر بردی چه شد
چشم خون افشان من صد جوی خون در سنگ برد ۲
کعبه وصلت بپای سعی من بس دور بود
جذبه عشق توام هر لحظه صد فرسنگ برد ۳
او که بود از شیر مردی پارسایی دعویش
تا نگه کرد آهوی چشمت دلش از چنگ برد ۴
ناله دلسوز اهلی را که داند شرح کرد؟
زانکه شد دیوانه هرکس بدین آهنگ کرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۹ - تو آفتابی و شوق تو ناتوانم کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۱ - قومی نشسته با تو و می نوش میکنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.