خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و بیوفایی معشوق مینالد. او از دوری و بیتوجهی معشوق رنج میبرد و احساس میکند که دیگران بهراحتی به معشوق نزدیک میشوند، در حالی که او از دوری معشوق هلاک میشود. شاعر همچنین از سنگدلی معشوق و فراموشی او شکایت دارد و خود را شهید عشق میداند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته (مانند 'شهید غرقه به خون') ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۴۶۱ - قومی نشسته با تو و می نوش میکنند
قومی نشسته با تو و می نوش میکنند
قومی برون در سخنی گوش میکنند ۱
من خود هلاک آنکه ز دورت نظر کنم
مردم خیال بوسه و آغوش میکنند ۲
آه و فغان بر آرم از این سنگدل بتان
زین جورها که با من خاموش میکنند ۳
من آن شهید غرقه بخونم که چون مگس
خیل فرشته بر سر من جوش میکنند ۴
حاشا که در بتان نبود شیوه وفا
اهلی منال کز تو فراموش میکنند ۵
قومی برون در سخنی گوش میکنند ۱
من خود هلاک آنکه ز دورت نظر کنم
مردم خیال بوسه و آغوش میکنند ۲
آه و فغان بر آرم از این سنگدل بتان
زین جورها که با من خاموش میکنند ۳
من آن شهید غرقه بخونم که چون مگس
خیل فرشته بر سر من جوش میکنند ۴
حاشا که در بتان نبود شیوه وفا
اهلی منال کز تو فراموش میکنند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۰ - ایکه رخسارت ز روی لاله آب و رنگ برد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۲ - شدم هلاک و ز من جز دریغ و درد نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.