خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجهای زندگی و آرزوی رهایی از آن سخن میگوید. او به دنبال آرامش و نسیمی از جانب معشوق (لیلی) است تا از دردها و رنجها رها شود. همچنین، به بیوفایی دنیا و اسارت انسانها در قفس زندگی اشاره میکند و توصیه میکند که از دنیا و مردم آن دوری کرده و به انسانیت واقعی بپیوندیم.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به رنجهای زندگی و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۶۴ - مجنون شوم و وارهم از بوالهوسی چند
مجنون شوم و وارهم از بوالهوسی چند
باشد که برآرم بفراغت نفسی چند ۱
مردن به ازین زندگی تلخ که بینم
بر شکر عیسی نفسان خرمگسی چند ۲
باشد که نسیمی وزد از جانب لیلی
تا از ره مجنون ببرد خار و خسی چند ۳
هرگز دم وارستگی از کس نشنیدیم
مرغی دو سه دیدیم اسیر قفسی چند ۴
اهلی ز حریفان جهان قطع نظر کن
آدم شو و بگریز ازین هیچکسی چند ۵
باشد که برآرم بفراغت نفسی چند ۱
مردن به ازین زندگی تلخ که بینم
بر شکر عیسی نفسان خرمگسی چند ۲
باشد که نسیمی وزد از جانب لیلی
تا از ره مجنون ببرد خار و خسی چند ۳
هرگز دم وارستگی از کس نشنیدیم
مرغی دو سه دیدیم اسیر قفسی چند ۴
اهلی ز حریفان جهان قطع نظر کن
آدم شو و بگریز ازین هیچکسی چند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۳ - خوبان بگلشن از نظر ما چه میروند؟
گوهر بعدی:شماره ۴۶۵ - کجا با آن طبیب جان حریفان حال من گویند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.