خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، رنج، و تعالی روح سخن میگوید. شاعر از عشق به عنوان نیرویی متعالی یاد میکند که انسان را از دنیای مادی فراتر میبرد و به سمت معنویت سوق میدهد. همچنین، از رنجهای عشق و تحقیر دنیوی در برابر ارزشهای معنوی صحبت میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۷۵ - عرش و معراج نه در خورد من زار بود
عرش و معراج نه در خورد من زار بود
عرش من کرسی و معراج سردار بود ۱
سینه گر زخم تو دوزد سپر طعنه شود
رشته کاین کار کند رشته زنار بود ۲
زین چمن هرچه نه چون لاله درو داغ دلیست
گر همه شاخ گل تازه بود خار بود ۳
آن زمان بر تو وزد بوی گل باغ بهشت
که گل باغ جهان در نظرت خوار بود ۴
مستی و جامه دریدن صفت انسانست
هرکه اینها نکند صورت دیوار بود ۵
جان بخواری کشد از سینه اهلی غم عشق
همچو آن رشته که در خاک گرفتار بود ۶
عرش من کرسی و معراج سردار بود ۱
سینه گر زخم تو دوزد سپر طعنه شود
رشته کاین کار کند رشته زنار بود ۲
زین چمن هرچه نه چون لاله درو داغ دلیست
گر همه شاخ گل تازه بود خار بود ۳
آن زمان بر تو وزد بوی گل باغ بهشت
که گل باغ جهان در نظرت خوار بود ۴
مستی و جامه دریدن صفت انسانست
هرکه اینها نکند صورت دیوار بود ۵
جان بخواری کشد از سینه اهلی غم عشق
همچو آن رشته که در خاک گرفتار بود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۴ - دور فلک که جام مرادم نمیدهد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۶ - چو دل به وصل دهم جوریار نگذارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.