خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، رنج هجران و ناملایمات روزگار سخن میگوید. شاعر از بیوفایی یار، ستم روزگار و آرزوهای بربادرفته شکایت دارد و احساس ناامیدی و درماندگی خود را بیان میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین فضای حزنانگیز و ناامیدانه شعر برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۴۷۶ - چو دل به وصل دهم جوریار نگذارد
چو دل به وصل دهم جوریار نگذارد
چو یار رحم کند روزگار نگذارد ۱
کنار من فلک از گریه زان کند جیحون
که آرزوی دلم در کنار نگذارد ۲
تو غنچه لب چو شکفتی ز دست من رفتی
چو گل شکفت کس اورا بخار نگذارد ۳
سموم هجر تو خواهد که تشنه لب میرم
مگر برحمت خود کردگار نگذارد ۴
به بی قراری اهلی رقیب کرده قرار
ولی فلک همه بر یک قرار نگذارد ۵
چو یار رحم کند روزگار نگذارد ۱
کنار من فلک از گریه زان کند جیحون
که آرزوی دلم در کنار نگذارد ۲
تو غنچه لب چو شکفتی ز دست من رفتی
چو گل شکفت کس اورا بخار نگذارد ۳
سموم هجر تو خواهد که تشنه لب میرم
مگر برحمت خود کردگار نگذارد ۴
به بی قراری اهلی رقیب کرده قرار
ولی فلک همه بر یک قرار نگذارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۵ - عرش و معراج نه در خورد من زار بود
گوهر بعدی:شماره ۴۷۷ - وصل ما یکنفس از روی نکویی باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.