خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، طبیعت و ناملایمات زندگی سخن میگوید. شاعر از زیباییهای طبیعت مانند بلبل و گل یاد میکند و در عین حال از دردهای عشق و ناسازگاریهای زندگی شکایت دارد. همچنین، به موضوعاتی مانند تقدیر و خویشتنداری اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۷۷ - وصل ما یکنفس از روی نکویی باشد
وصل ما یکنفس از روی نکویی باشد
بلبل از صحبت گل مست ببویی باشد ۱
زندگی چیست کناری و لبی بوسیدن
خاصه آنهم بکنار لب جویی باشد ۲
دشمنم طالع خویش است که یارم سازد
هر کجا سنگدل عربده جویی باشد ۳
با همه سازم و از خوی تو سوزم که چرا
بخلاف همه کس عادت و خویی باشد ۴
گرچه اهلی بسخن بلبل سیرین نفس است
گرنه ذکر تو کند بیهده گویی باشد ۵
بلبل از صحبت گل مست ببویی باشد ۱
زندگی چیست کناری و لبی بوسیدن
خاصه آنهم بکنار لب جویی باشد ۲
دشمنم طالع خویش است که یارم سازد
هر کجا سنگدل عربده جویی باشد ۳
با همه سازم و از خوی تو سوزم که چرا
بخلاف همه کس عادت و خویی باشد ۴
گرچه اهلی بسخن بلبل سیرین نفس است
گرنه ذکر تو کند بیهده گویی باشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۶ - چو دل به وصل دهم جوریار نگذارد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۸ - هرکه سوی قبله مقصود رو میآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.