هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق و غم سخن میگوید و اشاره میکند که بدون تحمل رنج و سبکروحی، رسیدن به مقامات عالی ممکن نیست. همچنین، از بیقراری عاشق و سوختن دل در فراق یار میگوید و در پایان به تنهایی و غمانگیزی زندگی بدون معشوق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۹۶ - آه گر می ز غمت عاشق غمناک نزد
آه گر می ز غمت عاشق غمناک نزد
که ز سوزش دگری جامه بتن چاک نزد ۱
پر گرانجان مشو ایخواجه که روح الله هم
تا سبکروح نشد پای بر افلاک نزد ۲
کشته صید گه عشق سرافراز نشد
تا سرش دست بر آن حلقه فتراک نزد ۳
کس چراغی شب غم بر ره مجنون ننهاد
تا ز سوز دل خود شعله بخاشاک نزد ۴
بی تو اهلی چو بسر خاک کند نیست عجب
عجب آنست که بر دیده چرا خاک نزد ۵
که ز سوزش دگری جامه بتن چاک نزد ۱
پر گرانجان مشو ایخواجه که روح الله هم
تا سبکروح نشد پای بر افلاک نزد ۲
کشته صید گه عشق سرافراز نشد
تا سرش دست بر آن حلقه فتراک نزد ۳
کس چراغی شب غم بر ره مجنون ننهاد
تا ز سوز دل خود شعله بخاشاک نزد ۴
بی تو اهلی چو بسر خاک کند نیست عجب
عجب آنست که بر دیده چرا خاک نزد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۵ - هرکه چون صورت چین دیده بروی تو گشاد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۷ - هرکس که چشم مست تو نظاره میکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.