هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، با زبانی شیوا و تصاویر زیبا، به ستایش معشوق و بیان احساسات شاعرانه میپردازد. شاعر معشوق را بیهمتا و یگانه میداند و عشق به او را با مفاهیم عمیق عرفانی مانند قیامت و کعبه درمیآمیزد. همچنین، از بیوفایی دنیا و اهل آن شکایت میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارند.
شماره ۴۹۸ - گرفتم آنکه بشکل تو دیگری باشد
گرفتم آنکه بشکل تو دیگری باشد
کجا بشیوه ناز تو دلبری باشد ۱
تو گر کنی ز شهیدان خویش روزی یاد
قیامتی شود و روز محشری باشد ۲
بدور سرو صنوبر خرامت ای دلبر
دلی کجاست مگر در صنوبری باشد ۳
اگر تو در خم چوگان سرآوری چون گوی
چرا دریغ کند هر کرا سری باشد ۴
تو جمله جوهر جانی و در خزاین روح
گمان مبر که دگر چون تو جوهری باشد ۵
نظر بکعبه و مسجد دل از در تو نکرد
که هرزه گرد بود گر بهر دری باشد ۶
کنون که اهلی ما راست بیوفایی کار
نه کار او بود این کار دیگری باشد ۷
کجا بشیوه ناز تو دلبری باشد ۱
تو گر کنی ز شهیدان خویش روزی یاد
قیامتی شود و روز محشری باشد ۲
بدور سرو صنوبر خرامت ای دلبر
دلی کجاست مگر در صنوبری باشد ۳
اگر تو در خم چوگان سرآوری چون گوی
چرا دریغ کند هر کرا سری باشد ۴
تو جمله جوهر جانی و در خزاین روح
گمان مبر که دگر چون تو جوهری باشد ۵
نظر بکعبه و مسجد دل از در تو نکرد
که هرزه گرد بود گر بهر دری باشد ۶
کنون که اهلی ما راست بیوفایی کار
نه کار او بود این کار دیگری باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۷ - هرکس که چشم مست تو نظاره میکند
گوهر بعدی:شماره ۴۹۹ - عالم از سیل فنا گرچه خطرها دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.