هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند بیپروایی در برابر خطرهای زندگی، اهمیت غمهای شخصی نسبت به غمهای جهان، لذتجویی در لحظه و بیخیالی نسبت به آینده میپردازد. همچنین از عاشقان دلسوخته و اهل دل یاد میکند که با وجود رنجها، جایگاه ویژهای دارند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند بیپروایی و لذتجویی برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا گمراهکننده باشد.
شماره ۴۹۹ - عالم از سیل فنا گرچه خطرها دارد
عالم از سیل فنا گرچه خطرها دارد
هرکه در عالم مستی است چه پروا دارد ۱
غم عالم بهل ایخواجه غم خویش بخور
ز آنکه عالم چه غم از ننک و بد ما دارد ۲
ساقی مهوش و یک شیشه می و گوشه امن
هرکه افزود بر اینها سر غوغا دارد ۳
چون کس امروز نداند که سر آرد یا نه
ابله است آنکه چو زاهد غم فردا دارد ۴
اهلی دلشده چونشمع بسی سوخته است
تاکنون در نظر اهل دلان جا دارد ۵
هرکه در عالم مستی است چه پروا دارد ۱
غم عالم بهل ایخواجه غم خویش بخور
ز آنکه عالم چه غم از ننک و بد ما دارد ۲
ساقی مهوش و یک شیشه می و گوشه امن
هرکه افزود بر اینها سر غوغا دارد ۳
چون کس امروز نداند که سر آرد یا نه
ابله است آنکه چو زاهد غم فردا دارد ۴
اهلی دلشده چونشمع بسی سوخته است
تاکنون در نظر اهل دلان جا دارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۸ - گرفتم آنکه بشکل تو دیگری باشد
گوهر بعدی:شماره ۵۰۰ - شوخی که خون من چو می ناب مبخورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.