هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از درد فراق و عشق ناکام سخن میگوید. او از رنج دوری از معشوق، تهمتهای ناروا، و حسادت رقیبان مینالد. همچنین، به ناامیدی و اشکهای خونین اشاره میکند و از معشوق میخواهد که به او توجه کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی، حسادت، و رنج عشق نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۵۳۳ - نصیب کوهکن از وصل دوست چون باشد
نصیب کوهکن از وصل دوست چون باشد
که سنگ تفرقه اش کوه بیستون باشد ۱
ننالم از تو گرم جای لطف قهر کنی
که بر من این ستم از بخت واژگون باشد ۲
کجا ز شوق وصالت سخن کنم با کس
گرم نه سرزنش از تهمت جنون باشد ۳
مراد من بده و با رقیب هم منشین
که درد رشک ز نومیدی ام فزون باشد ۴
تو آب خضری و لب تشنه چون زید بی تو
وگر زید مگر از گریه غرق خون باشد ۵
کسیکه روی تو دید و نشست با تو دمی
تو خود بگو که دگر بی رخ تو چون باشد ۶
پر است ساغر چشمم ز خون دل اهلی
اگرچه کاسه درویش سرنگون باشد ۷
که سنگ تفرقه اش کوه بیستون باشد ۱
ننالم از تو گرم جای لطف قهر کنی
که بر من این ستم از بخت واژگون باشد ۲
کجا ز شوق وصالت سخن کنم با کس
گرم نه سرزنش از تهمت جنون باشد ۳
مراد من بده و با رقیب هم منشین
که درد رشک ز نومیدی ام فزون باشد ۴
تو آب خضری و لب تشنه چون زید بی تو
وگر زید مگر از گریه غرق خون باشد ۵
کسیکه روی تو دید و نشست با تو دمی
تو خود بگو که دگر بی رخ تو چون باشد ۶
پر است ساغر چشمم ز خون دل اهلی
اگرچه کاسه درویش سرنگون باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۲ - سر بجای پای در میخانه میباید نهاد
گوهر بعدی:شماره ۵۳۴ - بعد مرگم زاغ چون هر پاره جایی افکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.