هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و فراق میگوید و احساس تنهایی و رنج خود را با تصاویری مانند شمع سوختن و آتش داغ عشق بیان میکند. او از ترس سوختن دیگران به جای خود و تأثیر نالههایش بر اطرافیان میترسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۵۴۲ - عجب که شمع شبی در سرای من سوزد
عجب که شمع شبی در سرای من سوزد
من آن نیم که کسی از برای من سوزد ۱
مجال خواب چو شمعم بهیچ پهلو نیست
ز بسکه داغ تو سر تا بپای من سوزد ۲
چنین که آتش آهم زبانه زد ترسم
که آه من دگری را بجای من سوزد ۳
اگر فرو نخورم ناله در جگر بیم است
که همدمان مرا ناله های من سوزد ۴
شرار سینه نه تنها بلای من اهلی است
که هرکه مینگرم در بلای من سوزد ۵
من آن نیم که کسی از برای من سوزد ۱
مجال خواب چو شمعم بهیچ پهلو نیست
ز بسکه داغ تو سر تا بپای من سوزد ۲
چنین که آتش آهم زبانه زد ترسم
که آه من دگری را بجای من سوزد ۳
اگر فرو نخورم ناله در جگر بیم است
که همدمان مرا ناله های من سوزد ۴
شرار سینه نه تنها بلای من اهلی است
که هرکه مینگرم در بلای من سوزد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۱ - هرکه شد سامان طلب پیوسته دردسر کشد
گوهر بعدی:شماره ۵۴۳ - نه آه از جان زار من برآمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.