هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنج زندگی خود می‌گوید و از دست دادن معشوقه‌اش که مانند غزال از کنارش ربوده شده است. او از بوی خوش معشوق و یادآوری خاطراتش می‌نالد و در نهایت، با وجود همه رنج‌ها، از روییدن گلی از خارهای زندگی خود ابراز خوشحالی می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. این شعر更适合 افرادی که با ادبیات و احساسات پیچیده آشنا هستند.

شماره ۵۴۳ - نه آه از جان زار من برآمد

نه آه از جان زار من برآمد
که دود از روزگار من برآمد ۱

ربودند از من مجنون غزالی
که عمری در کنار من برآمد ۲

مگر باد صبا ز آن سو گذر کرد
که مشکین بوی یار من برآمد ۳

عجب نبود که گرد از من برآمد
چنین کز جا سوار من برآمد ۴

خوشم اهلی کزین مژگان خونریز
گلی آخر ز خار من برآمد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۴۲ - عجب که شمع شبی در سرای من سوزد
گوهر بعدی:شماره ۵۴۴ - زد جامه چاک و سینه صافی چو مه نمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.