هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و آرزوهای بیپاسخ اوست. شاعر از نگاه معشوق، انتظار برای توجه، فداکاری در راه عشق، و ناامیدی از دستیابی به مراد سخن میگوید. همچنین، اشارهای به رازداری و اهمیت عشق در زندگی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۴۵ - چشم ز ناز یوسفش سوی پدر نمی فتد
چشم ز ناز یوسفش سوی پدر نمی فتد
ناز ببین که بر پدر چشم پسر نمی فتد ۱
منتظرم ولی تو کی چشم به چشم من کنی
کاین دو ستاره را به هم هیچ نظر نمی فتد ۲
چون تو ز در درآمدی باش که جان فدا کنم
زانکه به جان ازین به ام کار دگر نمی فتد ۳
از کف ساقیی چو تو باده مستی این چنین
سنگ بود نه آدمی هرکه به سر نمی فتد ۴
دام فسون نهاده ام در ره آرزو ولی
صید مراد را به من هیچ گذر نمی فتد ۵
همدم اهل راز شو بند قبای ناز را
باز گشا که از میان راز به در نمی فتد ۶
اهلی اگر برافکند خانه عمر سیل غم
چون تو به عشق زندهای نام تو بر نمی فتد ۷
ناز ببین که بر پدر چشم پسر نمی فتد ۱
منتظرم ولی تو کی چشم به چشم من کنی
کاین دو ستاره را به هم هیچ نظر نمی فتد ۲
چون تو ز در درآمدی باش که جان فدا کنم
زانکه به جان ازین به ام کار دگر نمی فتد ۳
از کف ساقیی چو تو باده مستی این چنین
سنگ بود نه آدمی هرکه به سر نمی فتد ۴
دام فسون نهاده ام در ره آرزو ولی
صید مراد را به من هیچ گذر نمی فتد ۵
همدم اهل راز شو بند قبای ناز را
باز گشا که از میان راز به در نمی فتد ۶
اهلی اگر برافکند خانه عمر سیل غم
چون تو به عشق زندهای نام تو بر نمی فتد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۴ - زد جامه چاک و سینه صافی چو مه نمود
گوهر بعدی:شماره ۵۴۶ - گر مست تو آهی ز سر درد برآرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.