خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از حافظ است که به مفاهیمی مانند عشق، گذرایی دنیا، و ارزش زندگی واقعی میپردازد. در آن، از شخصیتهایی مانند عیسی و قارون برای نشاندادن تضاد بین معنویت و مادیات استفاده شده است. شاعر از عشق الهی، بیثباتی دنیا، و اهمیت نوشیدن جام زندگی سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و نمادین ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۵۳ - عیسی گذاشت دنیا، قارون اسیر او شد
عیسی گذاشت دنیا، قارون اسیر او شد
آن بر فلک برآمد این در زمین فرو شد ۱
آب حیات وصلت تا روزی که گردد؟
نقد حیات ما را باری به جستجو شد ۲
باصولجان عشقت مارا چه چاره باشد
جایی که چرخ گردون سرگشته همچو گو شد ۳
چون خاک میشود تن خوش وقت آنکه دایم
در کوی می فروشان خاک مس سبو شد ۴
ساقی ز درد دوشین جز درد سر چه گویی
می ده که عمر اهلی ضایع به گفتگو شد ۵
آن بر فلک برآمد این در زمین فرو شد ۱
آب حیات وصلت تا روزی که گردد؟
نقد حیات ما را باری به جستجو شد ۲
باصولجان عشقت مارا چه چاره باشد
جایی که چرخ گردون سرگشته همچو گو شد ۳
چون خاک میشود تن خوش وقت آنکه دایم
در کوی می فروشان خاک مس سبو شد ۴
ساقی ز درد دوشین جز درد سر چه گویی
می ده که عمر اهلی ضایع به گفتگو شد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۲ - بهر جان قصد تو گر بر دل مجروح بود
گوهر بعدی:شماره ۵۵۴ - گر نه چاه دقنت عقل زره می فکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.