خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق شدید و جذبههای عاطفی سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق، رنجهای دل و ضعف جسمانی خود مینالد و از امید و ناامیدی در این مسیر صحبت میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۵۵۴ - گر نه چاه دقنت عقل زره می فکند
گر نه چاه دقنت عقل زره می فکند
جان من یوسف دل را که به چه می فکند؟ ۱
در دلم جذبه مهری عجب از خال تو بود
که به هر ره که رود سوی تو ره می فکند ۲
بر گرفتاری پروانه دلش می سوزد
هرکه بر شمع جمال تو نگه می فکند ۳
تن بیمار من از ضعف چنان گشت که مور
میکشد گاه بخاک ره و گه می فکند ۴
بر در صومعه اهلی چه شود اشک فشان
تخم امید چه در خاک سیه می فکند ۵
جان من یوسف دل را که به چه می فکند؟ ۱
در دلم جذبه مهری عجب از خال تو بود
که به هر ره که رود سوی تو ره می فکند ۲
بر گرفتاری پروانه دلش می سوزد
هرکه بر شمع جمال تو نگه می فکند ۳
تن بیمار من از ضعف چنان گشت که مور
میکشد گاه بخاک ره و گه می فکند ۴
بر در صومعه اهلی چه شود اشک فشان
تخم امید چه در خاک سیه می فکند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۳ - عیسی گذاشت دنیا، قارون اسیر او شد
گوهر بعدی:شماره ۵۵۵ - هر که آگه ز دل سوخته من باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.