هوش مصنوعی: این متن به موضوع عشق و رنج‌های ناشی از آن می‌پردازد. شاعر از درد عشق، فداکاری، و رنج‌های روحی سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌هایی مانند شمع و خورشید، به زیبایی و تلخی عشق اشاره می‌کند. همچنین، به صلح و دوستی پس از کشمکش‌ها و اهمیت مهربانی با ضعیفان اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و مرگ ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۵۶۸ - مایه خوبی غم بیچارگان خوردن بود

مایه خوبی غم بیچارگان خوردن بود
خوبی خورشید هم از ذره پروردن بود ۱

ایکه عاشق میشوی از خون دل خوردن منال
عشق ورزیدن بخوبان خون دل خوردن بود ۲

عاشقی هرچند افروزد چراغ دل چو شمع
اولش سوز و گداز و آخرش مردن بود ۳

ای خوش آن جنگی که افتد در میان دوستان
آخر از صلح و صفاشان دست در گردن بود ۴

نیستش پروای کس آنشوخ و کس را دل نماند
وای اگر آن بیوفا در قصد دل بردن بود ۵

یار اگر افزون ز خورشیدست ما از ذره کم
با ضعیفان خشم و بدمهری ستم کردن بود ۶

گر چو شمعت عشق سوزد اهلی از مردن به است
سوختن دلگرمی و مردن دل افسردن بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۶۷ - سرشک شادی وصل ارچه جان گداز آمد
گوهر بعدی:شماره ۵۶۹ - چشم مجنون هرچه بیند صورت لیلی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.