هوش مصنوعی: متن درباره پدری است که پسر بیمار دارد. یک فرد پارسا به او توصیه می‌کند که قفس مرغان را بشکند و آزادشان کند. پدر این کار را انجام می‌دهد و یک بلبل خوش‌سرا را در بستان نگه می‌دارد. پسرش صبح به بستان می‌رود و فقط بلبل را می‌بیند. بلبل به او می‌گوید که اگر حرفی داری بزن و دلیل بیاور. سپس متن به توصیه‌های اخلاقی مانند دوری از عیب‌جویی و توجه به عیوب خود می‌پردازد.
رده سنی: 12+ متن شامل مفاهیم اخلاقی و عرفانی است که برای درک کامل آن‌ها، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تمثیل‌ها ممکن است برای کودکان زیر 12 سال کمی پیچیده باشد.

حکایت عضد و مرغان خوش آواز

عضد را پسر سخت رنجور بود
شکیب از نهاد پدر دور بود ۱

یکی پارسا گفتش از روی پند
که بگذار مرغان وحشی ز بند ۲

قفسهای مرغ سحر خوان شکست
که در بند ماند چو زندان شکست؟ ۳

نگه داشت بر طاق بستان سرای
یکی نامور بلبل خوش‌سرای ۴

پسر صبحدم سوی بستان شتافت
جز آن مرغ بر طاق ایوان نیافت ۵

بخندید کای بلبل خوش نفس
تو از گفت خود مانده‌ای در قفس ۶

ندارد کسی با تو ناگفته کار
ولیکن چو گفتی دلیلش بیار ۷

چو سعدی که چندی زبان بسته بود
ز طعن زبان آوران رسته بود ۸

کسی گیرد آرام دل در کنار
که از صحبت خلق گیرد کنار ۹

مکن عیب خلق، ای خردمند، فاش
به عیب خود از خلق مشغول باش ۱۰

چو باطل سرایند مگمار گوش
چو بی‌ستر بینی بصیرت بپوش ۱۱
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۱۳۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت - یکی ناسزا گفت در وقت جنگ
گوهر بعدی:حکایت - شنیدم که در بزم ترکان مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.