هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد فراق و غم عاشقانه سخن میگوید. شاعر از بیقراری دلهای شکسته، تیرگی روز بیماران، و آتش تب غم در استخوانهایش میگوید. او آرزوی دیدار یار را دارد و از فرصتهای گذرا برای وصال سخن میراند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند آب حیات و می صاحبمشرب دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و تشبیهات شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۸۳ - شام غم دل خستگانرا بی تو جان بر لب رسد
شام غم دل خستگانرا بی تو جان بر لب رسد
تیره گردد روز بیماران چو وقت شب رسد ۱
از تب غم چون نگریم یا نسوزم همچو شمع
چون بمغز استخوانم آتش آن تب رسد ۲
کی به چشم من رسد از خاک پایت سرمه یی
چشم میدارم که گردی از سم مرکب رسد ۳
یار مهمانست ساقی بده کاین فرصتی است
کی دگر در خانه بخت من این کوکب رسد ۴
من چه کارم با حدیث یوسف زندانی است
بنده آن سرو آزادم که از مکتب رسد ۵
زاهدا، می پیش صاحب مشربست آب حیات
حیف باشد آب حیوان گر به بیمشرب رسد ۶
ما کجا اهلی و صاف چشمه نوش از کجا
جرعه جامی مگر زان شوخ شیرین لب رسد ۷
تیره گردد روز بیماران چو وقت شب رسد ۱
از تب غم چون نگریم یا نسوزم همچو شمع
چون بمغز استخوانم آتش آن تب رسد ۲
کی به چشم من رسد از خاک پایت سرمه یی
چشم میدارم که گردی از سم مرکب رسد ۳
یار مهمانست ساقی بده کاین فرصتی است
کی دگر در خانه بخت من این کوکب رسد ۴
من چه کارم با حدیث یوسف زندانی است
بنده آن سرو آزادم که از مکتب رسد ۵
زاهدا، می پیش صاحب مشربست آب حیات
حیف باشد آب حیوان گر به بیمشرب رسد ۶
ما کجا اهلی و صاف چشمه نوش از کجا
جرعه جامی مگر زان شوخ شیرین لب رسد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۲ - بقرار یک نظر دل ز تو چون کنار گیرد
گوهر بعدی:شماره ۵۸۴ - از دیده رفت و از دل پر خون نمیرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.