هوش مصنوعی: این شعر از حزین لاهیجی بیانگر ناامیدی و درد عشق نافرجام است. شاعر از فراق و بی‌وفایی معشوق شکایت دارد و اشاره می‌کند که حتی در میان اهل نظر و عارفان نیز کینه و رنج وجود دارد. او از رنج عشق و ملامت مردم می‌گوید و اشاره می‌کند که راز عشق او پنهان مانده است. در نهایت، شاعر از محرومیت از وصال معشوق و حسادت دیگران سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.

شماره ۵۸۵ - امید وصالت فرح جان حزین بود

امید وصالت فرح جان حزین بود
نومید شد آخر زتو امید نه این بود ۱

با اهل نظر چرخ فلک بر سر کین است
امروز چنین نیست که تا بود چنین بود ۲

در عشق تو رسوای جهان شد بملامت
گر رند خرابات و گر گوشه نشین بود ۳

تیغ تو مرا بست لب از شکر و شکایت
وز درد سر ما همه مقصود همین بود ۴

در زیر زمین کار شهیدان محبت
زاریست همان گونه که در روی زمین بود ۵

المنه لله که کس از راز من و تو
آگاه نشد گر همه جبریل امین بود ۶

محروم شد از صید وصالت دل اهلی
مسکین چکند چشم حسودش بکمین بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۸۴ - از دیده رفت و از دل پر خون نمیرود
گوهر بعدی:شماره ۵۸۶ - عمرم بآه و ناله و فریاد می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.