هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از نگاه معشوق و شراب نازش می‌نالد و بیان می‌کند که راز دلش را به کسی نخواهد گفت، حتی با وجود درد و سوزش درون. در پایان، از طایر اقبال می‌خواهد که اگر بر خاک اهلی گذر کرد، بنشیند تا روح او آرام گیرد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۵۸۷ - ایکرده چشمت عالمی مست از شراب ناز خود

ایکرده چشمت عالمی مست از شراب ناز خود
یک جرعه یی بر ما فشان از نرگس غماز خود ۱

هرگز چه دانی حال من کز حسن و نازت چو نبود
چونکس ندیدی در جهان هرگز نگویم راز خود ۲

از بیم خوی نازکت شبها که افغان میکنم
از جنگ و غوغای سگان کم میکنم آواز خود ۳

هر چند کز دود دلم هر مو زبان حال شد
گر سوزم از غیرت بکس هرگز نگویم راز خود ۴

ای طایر اقبال اگر بر خاک اهلی بگذری
بنشین که مرغ روح او باز آید از پرواز خود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۸۶ - عمرم بآه و ناله و فریاد می رود
گوهر بعدی:شماره ۵۸۸ - کی سگت از استخوان من شکار من شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.