هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناامیدی و رنج‌های زندگی خود می‌گوید، اما در عین حال به آینده امیدوار است. او از بی‌عدالتی روزگار شکایت دارد، اما تسلیم نمی‌شود و معتقد است که این رنج‌ها سرانجام به پایان می‌رسد و نور امید درونش همچون شمعی بر مزارش خواهد درخشید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۵۸۸ - کی سگت از استخوان من شکار من شود

کی سگت از استخوان من شکار من شود
قرعه یی می افکنم گر بخت یار من شود ۱

خاک من ای گریه از راه سگان او بشوی
ورنه دامن گیر آن پاکان غبار من شود ۲

من گنه کارم ندارم چشم رحمت از فلک
گر شود کاری ز چشم اشکبار من شود ۳

گر چه کس بر روزگار من ندارد رحمتی
کس نمیخواهم بروز و روزگار من شود ۴

غم مخور اهلی که این آتش نماند زیر خاک
عاقبت سوز درون شمع مزار من شود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۸۷ - ایکرده چشمت عالمی مست از شراب ناز خود
گوهر بعدی:شماره ۵۸۹ - نقد دلم چو غنچه به مستی ز دست شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.