هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، مستی معنوی، تسلیم در برابر عشق الهی و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از دلبستگیهای دنیوی و دردهای عشق مینالد و به رحمت الهی امید دارد. همچنین، به قدرت ویرانگر عشق اشاره میکند که حتی افراد قوی را از پای درمیآورد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر نیاز به درک و بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و تسلیم ممکن است برای کودکان نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۵۸۹ - نقد دلم چو غنچه به مستی ز دست شد
نقد دلم چو غنچه به مستی ز دست شد
دست و دلش گشاده شود هرکه مست شد ۱
تسلیم شو که جان به طپیدن نمیبرد
صیدی که در کمند بلا پای بست شد ۲
تا آتش جمال تو مجلس فروز گشت
دیدم که سر بلندی صد شمع پست شد ۳
امید رحم بیشتر از زخم داشتم
رحم این زمان چه سود که تیرت ز شست شد ۴
مرد افکن است عشق تو زنهار دست گیر
کز پا فتاد اهلی و کارش ز دست شد ۵
دست و دلش گشاده شود هرکه مست شد ۱
تسلیم شو که جان به طپیدن نمیبرد
صیدی که در کمند بلا پای بست شد ۲
تا آتش جمال تو مجلس فروز گشت
دیدم که سر بلندی صد شمع پست شد ۳
امید رحم بیشتر از زخم داشتم
رحم این زمان چه سود که تیرت ز شست شد ۴
مرد افکن است عشق تو زنهار دست گیر
کز پا فتاد اهلی و کارش ز دست شد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۸ - کی سگت از استخوان من شکار من شود
گوهر بعدی:شماره ۵۹۰ - یارم بچوگان باختن چون رو بمیدان مینهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.