هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از درد و غم بیپایان خود سخن میگوید و به زیباییهای طبیعت و وفاداری اشاره میکند. او از جفاها شکایت دارد اما تأکید میکند که وفاداری او کاهش نمییابد. همچنین، شاعر به گذرا بودن قدرت شاهان و ماندگاری نشانههای وفاداری اشاره میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۹۱ - افغان که درد ما بدوا کم نمی شود
افغان که درد ما بدوا کم نمی شود
تا بیش میشود غم ما کم نمی شود ۱
پاکیزه دل چو آینه یی ای فرشته خوی
زان است کز رخ تو صفا کم نمی شود ۲
آبش مگر ز چشمه خورشید داده اند
سرو ترا که نشو و نما کم نمی شود ۳
از حد مبر جفا که وفایی که با من است
از صد هزار جور و جفا کم نمی شود ۴
تا خود میانه گل و بلبل چه واقع است
کامد شد نسیم صبا کم نمی شود ۵
اهلی نماند (هیچ) ز شاهان جم نشان
اما نشان اهل وفا کم نمی شود ۶
تا بیش میشود غم ما کم نمی شود ۱
پاکیزه دل چو آینه یی ای فرشته خوی
زان است کز رخ تو صفا کم نمی شود ۲
آبش مگر ز چشمه خورشید داده اند
سرو ترا که نشو و نما کم نمی شود ۳
از حد مبر جفا که وفایی که با من است
از صد هزار جور و جفا کم نمی شود ۴
تا خود میانه گل و بلبل چه واقع است
کامد شد نسیم صبا کم نمی شود ۵
اهلی نماند (هیچ) ز شاهان جم نشان
اما نشان اهل وفا کم نمی شود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۰ - یارم بچوگان باختن چون رو بمیدان مینهد
گوهر بعدی:شماره ۵۹۲ - چو غنچه گرچه لبت مهر بر دهان دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.