هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی سخن میگوید که از درد فراق و جمال معشوق رنج میبرد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند غنچه، نرگس، باد و کبوتر، احساسات عمیق خود را بیان میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، فداکاری، و ارزشهای معنوی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۹۲ - چو غنچه گرچه لبت مهر بر دهان دارد
چو غنچه گرچه لبت مهر بر دهان دارد
ز غمزه نرگس شوخ تو صد زبان دارد ۱
ز بسکه باد برد جان عاشقان ز غمت
نسیم کوی تو پیوسته بوی جان دارد ۲
کمال حسن کند اقتضای بد مهری
گمان مبر که کسی یار مهربان دارد ۳
بسینه دل که طپید از خیال غمزه تو
کبوتری است که شاهین هم آشیان دارد ۴
بکوی عشق زیان هر که میکند سودست
کسیکه سود طمع میکند زیان دارد ۵
نعیم هردو جهان کوثرست و آب حیات
شهید عشق هم این دارد و هم آن دارد ۶
بر آستان تو اهلی است سربلند اما
اگر بعرش رسد سر بر آستان دارد ۷
ز غمزه نرگس شوخ تو صد زبان دارد ۱
ز بسکه باد برد جان عاشقان ز غمت
نسیم کوی تو پیوسته بوی جان دارد ۲
کمال حسن کند اقتضای بد مهری
گمان مبر که کسی یار مهربان دارد ۳
بسینه دل که طپید از خیال غمزه تو
کبوتری است که شاهین هم آشیان دارد ۴
بکوی عشق زیان هر که میکند سودست
کسیکه سود طمع میکند زیان دارد ۵
نعیم هردو جهان کوثرست و آب حیات
شهید عشق هم این دارد و هم آن دارد ۶
بر آستان تو اهلی است سربلند اما
اگر بعرش رسد سر بر آستان دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۱ - افغان که درد ما بدوا کم نمی شود
گوهر بعدی:شماره ۵۹۳ - تا من از مادر نزادم غم کا زاییده شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.