هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان درد و رنج عشق و فراق میپردازد. شاعر از غم عشق، جنون ناشی از آن، و درد فراق سخن میگوید و به ناصحان توصیه میکند که صبر و سکون در عشق کارساز نیست. همچنین، از گریههای خونین و حسرتهای عمیق یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عرفانی نیاز به درک بالاتری از ادبیات دارد.
شماره ۵۹۵ - با جان چو شد سرشته غم عشق چون رود
با جان چو شد سرشته غم عشق چون رود
جان را برون کنم مگر این غم برون رود ۱
هر عاقلی که شیفته روی و موی تست
آخر چو شمع بر سر داغ جنون رود ۲
منعم مکن ز گریه خون کز فراق تو
دردی برون ز سینه به هر قطره خون رود ۳
توسن بعشوه تند مران از خدا بترس
زور تو چند بر سر مور زبون رود ۴
ناصح برو که صبر و سکون کار عشق نیست
کار خرد بود که به صبر و سکون رود ۵
گر کوهکن فرو نخورد گریه های خون
خوناب حسرت از جگر بیستون رود ۶
اهلی چو لاله سینه بناخن چه بر شکافت
باور مکن که داغ تواش از درون رود ۷
جان را برون کنم مگر این غم برون رود ۱
هر عاقلی که شیفته روی و موی تست
آخر چو شمع بر سر داغ جنون رود ۲
منعم مکن ز گریه خون کز فراق تو
دردی برون ز سینه به هر قطره خون رود ۳
توسن بعشوه تند مران از خدا بترس
زور تو چند بر سر مور زبون رود ۴
ناصح برو که صبر و سکون کار عشق نیست
کار خرد بود که به صبر و سکون رود ۵
گر کوهکن فرو نخورد گریه های خون
خوناب حسرت از جگر بیستون رود ۶
اهلی چو لاله سینه بناخن چه بر شکافت
باور مکن که داغ تواش از درون رود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۴ - چراغ چشم دل آن دلربا بر افروزد
گوهر بعدی:شماره ۵۹۶ - بهر خونریز من از خواب صبوی یار شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.