خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با استفاده از استعارهها و نمادهای غنی، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، امید و جستجوی معنا میپردازد. شاعر از یار، ساقی، یوسف مصری و دیگر نمادها برای بیان احساسات خود استفاده میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند بیداری بخت، کفر زلف و درد عشق وجود دارد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۹۶ - بهر خونریز من از خواب صبوی یار شد
بهر خونریز من از خواب صبوی یار شد
ساقیا می ده که بخت خفته ام بیدار شد ۱
یوسف مصری یکی هم از خریداران تست
او نه بهر خود فروشی بر سر بازار شد ۲
کفر زلفت در دلم از بسکه قلاب افکند
خواهم آخر مو کشان در حلقه زنار شد ۳
کس چه میداند چه خون خورد آهوی مشکین نفس
تا گره های دل او نافه تاتار شد ۴
غمزه ات گفتا طبیب درد بیماران منم
نرگس رعنا ز درد این سخن بیمار شد ۵
منکه در خون میطپم با من که خواهد دوست گشت
هر که دید احوال من از دوستی بیزار شد ۶
کار اهلی چند جان کندن بود از دست دل
عاقبت چون کوهکن دست و دلش از کار شد ۷
ساقیا می ده که بخت خفته ام بیدار شد ۱
یوسف مصری یکی هم از خریداران تست
او نه بهر خود فروشی بر سر بازار شد ۲
کفر زلفت در دلم از بسکه قلاب افکند
خواهم آخر مو کشان در حلقه زنار شد ۳
کس چه میداند چه خون خورد آهوی مشکین نفس
تا گره های دل او نافه تاتار شد ۴
غمزه ات گفتا طبیب درد بیماران منم
نرگس رعنا ز درد این سخن بیمار شد ۵
منکه در خون میطپم با من که خواهد دوست گشت
هر که دید احوال من از دوستی بیزار شد ۶
کار اهلی چند جان کندن بود از دست دل
عاقبت چون کوهکن دست و دلش از کار شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۵ - با جان چو شد سرشته غم عشق چون رود
گوهر بعدی:شماره ۵۹۷ - شانه میخواهم که دم زان کاکل پر خم زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.