این شعر عاشقانه از حافظ، با استفاده از استعارههای زیبا مانند شانه و کاکل، آب خضر و لعل، و پروانه و شمع، به بیان احساسات عاشقانه و دردهای عشق میپردازد. شاعر از ترس زبان تیز معشوق و تأثیر عشق او بر جهان میگوید و اشاره میکند که عشق واقعی نیازمند فداکاری است و هر کس ادعای عشق میکند، لزوماً عاشق نیست.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیازمند سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی است که معمولاً در نوجوانان بالای 16 سال یافت میشود.
شماره ۵۹۷ - شانه میخواهم که دم زان کاکل پر خم زند
پر زبان تیزست ترسم عالمی برهم زند ۱
چیست دانی نسبت آب خضر با لعل تو
مرده یی کز روح بخشی با مسیحا دم زند ۲
هرکه چون پروانه پیش شمع رویش جان نباخت
بهتر آن باشد که لاف عشقبازی کم زند ۳
آتش عشقت نگیرد در رقیب سک صفت
زانکه این برق بلا در خرمن آدم زند ۴
من بغم شادم چو اهلی گو دلم خرم مباش
نیست عاشق هر که او لاف از دل خرم زند ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.