خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از درد عشق، ناامیدی، و جذبههای عشق سخن میگوید. شاعر از بیخبری دیگران از درد دلش، زیبایی معشوق، و تأثیرات عمیق عشق بر روح و جان خود مینالد. همچنین، اشاراتی به داستان لیلی و مجنون و نمادهای طبیعت مانند خورشید و ماه دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۵۹۸ - عیب دلم کند آن کز دل خبر ندارد
عیب دلم کند آن کز دل خبر ندارد
یا درد دل نداند یا دل مگر ندارد ۱
پنهان شدی پری را از حسن و ناز نبود
با آفتاب رویت تاب نظر ندارد ۲
در لاله زار عالم یکدل نمیتوان یافت
کز داغ آرزویت خون در جگر ندارد ۳
خون ریزی دو چشمت ما را چه باک باشد
طوفان اگر بر آید عاشق حذر ندارد ۴
از ما بسنگ طعنه ناصح چه فیض یابی
بگذار سنگ و بگذر کاین نخل بر ندارد ۵
ای همنشین خبر کن کز جذبه محبت
لیلی شدست مجنون مجنون خبر ندارد ۶
از آفتاب وصلش هر ذره گشت ماهی
اهلی چه شد که ما را از خاک بر ندارد ۷
یا درد دل نداند یا دل مگر ندارد ۱
پنهان شدی پری را از حسن و ناز نبود
با آفتاب رویت تاب نظر ندارد ۲
در لاله زار عالم یکدل نمیتوان یافت
کز داغ آرزویت خون در جگر ندارد ۳
خون ریزی دو چشمت ما را چه باک باشد
طوفان اگر بر آید عاشق حذر ندارد ۴
از ما بسنگ طعنه ناصح چه فیض یابی
بگذار سنگ و بگذر کاین نخل بر ندارد ۵
ای همنشین خبر کن کز جذبه محبت
لیلی شدست مجنون مجنون خبر ندارد ۶
از آفتاب وصلش هر ذره گشت ماهی
اهلی چه شد که ما را از خاک بر ندارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۷ - شانه میخواهم که دم زان کاکل پر خم زند
گوهر بعدی:شماره ۵۹۹ - عاشق چو مرغ بسمل پروای سر ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.