هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از رسیدن بوی خوش معشوق و انتظار دیدار او سخن میگوید. شاعر از دوری معشوق رنج میبرد و با یاد او زنده است. او از معشوق میخواهد که بازگردد، زیرا صبرش به پایان رسیده و مرگ در کمین است. همچنین، اشارهای به قدرت کلام معشوق و اثر سحرآمیز آن دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همچنین اشاره به مرگ و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. این شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.
شماره ۶۰۷ - قاصد رسید و بوی خوشی باز میرسد
قاصد رسید و بوی خوشی باز میرسد
وین بوی خوش زیار سرافراز میرسد ۱
ای از دو دیده دور چنان در دل منی
کز لب گشودنت بمن آواز میرسد ۲
من زنده ام ببوی تو کز زلف عنبرین
بوی خوشت ز هند به شیراز میرسد ۳
بازآ که گر تو باز نیایی ز اوج ناز
کی مرغ روح را بتو پرواز میرسد ۴
بازآ که نیست صبرم و گر صبر هم بود
ناگاه مرگ خانه برانداز میرسد ۵
کی بو صبا ز غنچه مکتوب ما برد
کاین راز سر بمهر به همراز میرسد ۶
اهلی، ترا ز لعل لب آن مسیح دم
سحر سخن بپایه اعجاز میرسد ۷
وین بوی خوش زیار سرافراز میرسد ۱
ای از دو دیده دور چنان در دل منی
کز لب گشودنت بمن آواز میرسد ۲
من زنده ام ببوی تو کز زلف عنبرین
بوی خوشت ز هند به شیراز میرسد ۳
بازآ که گر تو باز نیایی ز اوج ناز
کی مرغ روح را بتو پرواز میرسد ۴
بازآ که نیست صبرم و گر صبر هم بود
ناگاه مرگ خانه برانداز میرسد ۵
کی بو صبا ز غنچه مکتوب ما برد
کاین راز سر بمهر به همراز میرسد ۶
اهلی، ترا ز لعل لب آن مسیح دم
سحر سخن بپایه اعجاز میرسد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۶ - شوقی دگر امروز دلم سوی تو دارد
گوهر بعدی:شماره ۶۰۸ - رخت که پیر و جوان را بیک نظر سوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.