هوش مصنوعی:
این متن به بیان درد و رنج انسان از جور فلک و ناتوانی در برابر آن میپردازد. با اشاره به داستان عیسی و تأثیر معجزهآسای جرعهای آب بر مرده، به امیدواری و رسیدن به آرزوها در نهایت اشاره میکند. همچنین، از گذشتن حد و صبر و فغان اهل قصه سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، وجود مضامین غم و اندوه و نیز امیدواری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۱۳ - دل ز جور فلک بجان آمد
دل ز جور فلک بجان آمد
بفلک بر نمی توان آمد ۱
تا حدیثت شنید عیسی دل
بزمین باز از آسمان آمد ۲
هر کجا جرعه تو ریخت بخاک
مرده را آب در دهان آمد ۳
زان دهان میرسم بکام آخر
اینم از غیب بر زبان آمد ۴
قصه از حد گذشت و کار از صبر
اهلی القصه در فغان آمد ۵
بفلک بر نمی توان آمد ۱
تا حدیثت شنید عیسی دل
بزمین باز از آسمان آمد ۲
هر کجا جرعه تو ریخت بخاک
مرده را آب در دهان آمد ۳
زان دهان میرسم بکام آخر
اینم از غیب بر زبان آمد ۴
قصه از حد گذشت و کار از صبر
اهلی القصه در فغان آمد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۲ - باز از فریب وعده دلم را شکیب داد
گوهر بعدی:شماره ۶۱۴ - تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.