هوش مصنوعی: این شعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از هجران معشوق و درد عشق شکایت دارد و با استفاده از تصاویر زیبا مانند یوسف، پری، و تیرهای مژه‌ها، احساسات خود را بیان می‌کند. او همچنین به مقایسه‌های مختلفی مانند بهشت و دوزخ، و رنج‌های مشترک عاشقان اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعاره‌های به کار رفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

شماره ۶۱۸ - مرا ز هجر بهشتی رخی بجان دارد

مرا ز هجر بهشتی رخی بجان دارد
چنین بهشت خوشی دوزخی چنان دارد ۱

در آبه و بازار سر سرکشان بشکن
که سرو ناز بسی سر بر آسمان دارد ۲

از آن ملاحت و خوبی چو یوسفش رشک است
پری چه حسن فروشد چه حد آن دارد ۳

شهید تیر ترا گرچه نی دمید از گل
هنوز از آن مژه صد تیر در کمان دارد ۴

جراحت من و مجنون کسی ز هم نشناخت
که زخم تیر بتان جمله یک نشان دارد ۵

نگفته سوز دلم جمله خلق میدانند
تو گفتی آتش سودای ما زبان دارد ۶

اگرچه هر رگ اهلی ز عشق جانی یافت
یکی برون نبرد گر هزار جان دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۱۷ - کس چون غم زلیخا یوسف ندیده داند؟
گوهر بعدی:شماره ۶۱۹ - گرچه با روی نکو خوی نکو می باید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.