خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از ناامیدی و اندوه خود می‌گوید، از اینکه برای عشق و وفاداری تلاش کرده اما نتیجه‌ای نگرفته است. او از دنیایی می‌گوید که شادی واقعی در آن یافت نمی‌شود و حتی پیر میفروش نیز به او توجهی نکرده است. در نهایت، او احساس می‌کند که نشاط و خرمی نصیب اهل دل نشده است.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۶۳۸ - با من رقیب دون کسی از همدمی نشد

با من رقیب دون کسی از همدمی نشد
خود را خراب کردم و او آدمی نشد ۱

از جان گسستم و نگسستم ز عهد تو
هرگز بنای عهد بدین محکمی نشد ۲

شادی دهر اگر چه نیر زد بغم ولی
کسی در زمانه شاد هم از بیغمی نشد ۳

ای پیر میفروش گدای توام که کس
محروم از در تو به بیدرهمی نشد ۴

بوی نشاط بر دل اهلی نمیوزد
گویی نصیب اهل دلان خرمی نشد ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۳۷ - لبت از روزه چرا خشک چو عناب شود
گوهر بعدی:شماره ۶۳۹ - ای شاه حسن آنکه ترا تخت و تاج داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.