خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تنهایی و ناامیدی خود میگوید و آرزوی همراهی محرمی را دارد که با او درد دل کند. او از دوری یار و ناکامی در عشق شکایت دارد و احساس میکند که حتی فالهایش نیز ناامیدکننده هستند. شاعر با تصاویری مانند 'خونین جگر' و 'کوکب طالع' احساسات عمیق خود را بیان میکند.
متن حاوی مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده مانند ناامیدی و اندوه است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۴۸ - من مجنون نمی یابم کسی محرم به حال خود
من مجنون نمی یابم کسی محرم به حال خود
بیار آینه تا گویم حکایت با مثال خود ۱
خیالت اینکه با من باشی و از دیگران پنهان
مگر در سینه چاکم درآیی چون خیال خود ۲
چنان بی طالع از یارم که فالی هم اگر گیرم
فرو شویم باشک نا امیدی نقش فال خود ۳
من خونین جگر را سوخت گویی کوکب طالع
که همچون نافه دور افتادم از مشکین غزال خود ۴
چو اهلی بر سر راهش مدام آیم که تا باری
سلامی گویم و هرگز نمی یابم مجال خود ۵
بیار آینه تا گویم حکایت با مثال خود ۱
خیالت اینکه با من باشی و از دیگران پنهان
مگر در سینه چاکم درآیی چون خیال خود ۲
چنان بی طالع از یارم که فالی هم اگر گیرم
فرو شویم باشک نا امیدی نقش فال خود ۳
من خونین جگر را سوخت گویی کوکب طالع
که همچون نافه دور افتادم از مشکین غزال خود ۴
چو اهلی بر سر راهش مدام آیم که تا باری
سلامی گویم و هرگز نمی یابم مجال خود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۷ - من که بیهوشم از او مست شرابم میکنید
گوهر بعدی:شماره ۶۴۹ - گرچه بر ما روزگار تیره مشکل می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.