خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فراق معشوق سخن میگوید و بیان میکند که یاد و خیال معشوق او را میسوزاند و آزار میدهد. او از دوستان میخواهد که از یاری غیر معشوق به او خبر ندهند، زیرا این خبر باعث اشک و ناراحتی او میشود. شاعر همچنین از درد و عذاب ناشی از این عشق سخن میگوید و اشاره میکند که حتی خواب نیز آرامش را از او گرفته است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۴۷ - من که بیهوشم از او مست شرابم میکنید
من که بیهوشم از او مست شرابم میکنید
میکنید از لب او یاد و خرابم میکنید ۱
یاد او در سر من بیشترم میسوزد
سوختم آخر از این بیش کبابم میکند ۲
باری از یاری غیرش بمن ای همنفسان
مدهید آگهی و دیده پر آبم میکنید ۳
چند سوزد جگرم یاد بهشتی صفتی
دوزخی دارم از این بیش عذابم میکنید ۴
به خیال رخ آن شوخ چو اهلی امشب
دیده خوابم نفسی پشت ز خوابم میکنید ۵
میکنید از لب او یاد و خرابم میکنید ۱
یاد او در سر من بیشترم میسوزد
سوختم آخر از این بیش کبابم میکند ۲
باری از یاری غیرش بمن ای همنفسان
مدهید آگهی و دیده پر آبم میکنید ۳
چند سوزد جگرم یاد بهشتی صفتی
دوزخی دارم از این بیش عذابم میکنید ۴
به خیال رخ آن شوخ چو اهلی امشب
دیده خوابم نفسی پشت ز خوابم میکنید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۶ - سایه کی بر خاک من آن سر و چالاک افکند
گوهر بعدی:شماره ۶۴۸ - من مجنون نمی یابم کسی محرم به حال خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.